آمدی وقتی که قلب کوچکم افسرده بود 
گرمی عشقم ز هجران رخت یخ بسته بود 
آمدی وقتی که فصل گریه بود 
قلب خونینم دگر پر کینه بود 
آمدی وقتی که روی نرده های انتظار 
پیچک سبز نگاه عاشقم پژمرده بود 
آمدی وقتی شب پر های بیدار امید 
دیگر از دوری تو پر بسته بود 
آمدی وقتی که خورشید وجودم خفته بود 
تک درخت نازکم پوسیده بود 
آمدی وقتی که گل های وجودم یک به یک 
بر سر راه غمین گونه ات خشکیده بود 
آمدی وقتی که بلبل های عاشق پیشه هم 
از غم جدایی تو بی صدا گردیده بود 
آمدی وقتی که عشقم را خزانی برده بود 
از دیار عاشقان فصل بهاری مرده بود