همیشه زندگی اون طوری كه می خواهیم نیست
گاهی اوقات اون چیزهایی رو كه میخواهیم به دست نمی یاریم
همیشه اون ارامشی رو كه می خواهیم نداریم
بعضی وقتها اون قدر تو مشكلات زندگی غرق می شیم كه دیگه همه چیز
و همه كس رو از یاد می بریم . حتی خودمون رو....
گاهی وقتها پیشامدهای زندگی رو درك نمی كنیم...
اون موقع ست كه می بینی خواه ناخواه اسیر زندگی هستی...
اون وقته كه اختیار زندگی دست ما نیست
و این زندگیه كه ما رو به هر سمتی كه دلش بخواد می كشونه...
تموم روز را به خیال یه لحظه ارامش شب ...می گذرونی...
اما شب هم كه میشه یه دم ارامش نداری ....فكر و خیال راحتت نمی ذاره
توی همین لحظه هاست كه احساس نیاز می كنی ...
به یه همزبون
به یه همراه ...
به یكی كه تو رو اونجوری كه هستی دركت بكنه...
به یكی كه بتونی بهش تكیه كنی...
نیاز داری به كسی كه بتونی در كنارش ارامش بگیری...
یه هم نفس ....
اما من فكر می كنم كه جور دیگه ای هم میشه زندگی رو گذروند..
با امید به فردا....
همیشه اینو به خاطر داشته باش كه :
اگر چه امروز زندگی سخته .... اما فردا روز دیگر یست.